خلاصه داستان
یک رستوراندار نوظهور و موفق، زمانی که برادر آشفتهحالش به شهر بازمیگردد و نزولخورها به دنبال او هستند، ناچار میشود وارد دنیای تبهکاران نیویورک شود.
قسمتها
قسمت 1طوفان
در حالیکه «جیک فریدکن» رستوراندار منتظر بازدید سرنوشتساز یک منتقد غذاست، بازگشت برادر دردسرسازش «وینس» تعادل او را به هم میزند.
قسمت 2خرگوشهای سیاه
در اوج موفقیت، «جیک» رویای افتتاح رستوران دومی را در سر میپروراند ــ تا اینکه یک بحران مالی غیرمنتظره، هم او و هم «وینس» را در برابر طلبکاران به خطر میاندازد.
قسمت 3تماس با پوست
وقتی جیک و وینس در آخرین لحظه یک مراسم جمعآوری کمک مالی باشکوه برگزار میکنند، راکسی به انگیزهای پنهان مشکوک میشود. یکی از کارمندان سابق ناراضی سر خود را بالا میگیرد.
قسمت 4دیگه خبری از اون آشغالا نیست
جیک پس از اینکه یک خبرنگار شروع به جاسوسی از خرگوش میکند، تلاش میکند حقیقت را پنهان کند. یک لحظه اعتماد به نفس بیش از حد، وینس را در معرض خطر عمیقتری قرار میدهد.
قسمت 5پیشگام
وقتی جونیور و بابیت رستوران را گرم میکنند، برادران هم متقابلاً واکنش نشان میدهند. راکسی از وس میخواهد که در رستوران تغییراتی ایجاد کند.
قسمت 6به من **پسر خویشاوند**
با تشدید معاملات، بدهیها و خیانتها، همه راهها به یک شب سرنوشتساز در رستوران خرگوش ختم میشود.
قسمت 7این بچهها تقریباً مُردند
مانکوزوی خشمگین قسم میخورد که با وینس تسویه حساب کند. جیک از هر طرف با سوالات سختی روبرو میشود. استل با احساس گناه دست و پنجه نرم میکند.
قسمت 8جزیره شادی
با نزدیک شدن تهدیدها از هر طرف، برادران آخرین تلاش خود را برای بقا انجام میدهند که آنها را با گذشته پیچیدهشان روبرو میکند.


















