
نیو کلی متوجه میشود مرده است. او از وضعیت جدید خود ترسیده و دچار سردرگمی می شود. اما وقتی می فهمد در واقع به قتل رسیده، خشم همه وجودش را در بر می گیرد و تصمیم می گیرد هر طور شده قاتل را که به عقیده او یکی از آشنایانش بوده پیدا و عدالت را برقرار کند.
قسمت 1نیو کلی نوجوان خود را اعماق یک دریاچه نجات می دهد. وقتی که خسته به خانه می رسد، متوجه می شود که کسی نمی تواند او را ببیند.
قسمت 2نیو و پدرش بعد از این حقیقت شوکه کننده، سعی می کنند تا با واقعیت جدید کنار بیایند. نیو تحقیقات خود در مورد قتل را شروع می کند.
قسمت 3شک و تردید در مورد دوست پسر سابق نیو و نقش او در مورد مرگ نیو بیشتر می شود.
قسمت 4وقتی که نیو به دنبال سرنخی در جنگل می گردد، یک اتفاق ماوراءالطبیعه باعث آشکارسازی چیزهایی نگران کننده می شود.
قسمت 5نیو که وحشت زده شده و مطمئن است که هویت قاتل را می داند، از الکس درخواست کمک می کند کسی که پدر و مادرش کم کم احساس نگرانی می کنند.
قسمت 6وقتی که الکس و نیو باهم مشاجره می کنند، رابطه های تازه جوانه زده تزلزل پیدا می کنند و رابطه های قدیمی پتانسیل دوباره شعله ور شدن دارند.
قسمت 7هفت سال قبل است و آخرین روز زندگی ویکتوریا سند. او و کیتی و مکس جوان دنیل را برای تولدش سورپرایز می کنند.
قسمت 8همه چیز به وضعیت بحرانی رسیده است و نیو و الکس باید برای رسیدن باهم بجنگند.