وقتی پدرش از زندان آزاد میشود، کوبای ۱۷ ساله برایش سخت است که در مسیر هولگان بودن پدرش قدم نگذارد. بالاخره، فوتبال برای او یک خانواده است.
قسمت 1پس از یک درگیری ناخواسته با تعدادی از افراد کوسینیهژی، کوبا به امنیت و رفاقت در حلقهی داخلی زیگا کشیده میشود.
قسمت 2میشائل کمکم به این شک میافتد که وفاداری کوبا به باشگاهش ممکن است او را در مسیری پر از دردسر بیندازد، در حالی که جوستینا قصد دارد با یک آزمایش DNA تکلیف یک موضوع را روشن کند.
قسمت 3در حالی که «کوبا» دوران بهبودی از جراحتش را میگذراند، تلاش میکند باشگاه را از فرد جدا کند، و «میخائو» وقتی پلیس درِ خانهشان را میزند، نگران امنیت خانوادهاش میشود.
قسمت 4وقتی وفاداری جدید «کوبا» به «کوسینیژی» زیر سوال میرود، او باید ثابت کند که واقعاً یکی از آنهاست... بدون توجه به عواقبش.
قسمت 5پس از وقوع یک تراژدی، «یوستینا» به «بلانکا» پناه میبرد، به امید اینکه قبل از آنکه دیر شود، گره از مشکلاتی که «کوبا» در آن گرفتار شده باز کند.


