
در جریان جنگ اخیر، اصابت موشک به یک ساختمان مسکونی در شهرک شهید بروجردی، خانواده صالحی را با داغی سنگین روبهرو کرد؛ شهیده لیدا میرلکی و دخترش شهیده مهدیه صالحی جان باختند و مهدی صالحی، پسر ۱۶ ساله خانواده، بهشدت مجروح شد. «جان ایران» در گفتوگو با محمد صالحی، پدر خانواده، و دیگر اعضای خانواده، روایت این حادثه و روزهای دشوار پس از آن را مرور کرده است. آخرین دیدار؛ پیش از انفجار محمد صالحی روایت میکند که روز حادثه، همسر و دخترش همراه مهدی برای رساندن او به ترمینال رفتند. پس از بازگشت، لیدا و مهدیه وارد آسانسور ساختمان شدند و مهدی نیز قرار بود به آنها ملحق شود، اما لحظاتی بعد موشک به ساختمان اصابت کرد. موتورخانه و آسانسور متلاشی شد و آوار بر سر مادر و دختر فروریخت. جستوجوی چندساعته برای پیدا کردن مادر و دختر پدر خانواده پس از اطلاع از حادثه، ابتدا به بیمارستان و سپس به محل انفجار رفت. مهدی در اتاق عمل بود و از وضعیت لیدا و مهدیه خبری نبود. جستوجو تا ساعتها ادامه داشت تا پیکر مادر و دختر از زیر آوار خارج و به بهشت زهرا منتقل شد. مزار هر دو شهیده اکنون در قطعه ۴۲، ردیف ۱۸ قرار دارد. مهدی؛ پسر ۱۶ سالهای با داغی سنگین مهدی در جریان این حادثه آسیبهای شدیدی دید و تحت چند عمل جراحی قرار گرفت. به گفته خانواده، او علاوه بر جراحتهای جسمی، با فقدان مادر و خواهرش نیز دستوپنجه نرم میکند. مهدی امسال وارد پایه یازدهم میشود، اما به دلیل شرایط جسمی و روحی پس از حادثه، ادامه عادی زندگی و تحصیل برایش دشوار شده است. مهدیه و رؤیای وکالت اعضای خانواده از مهدیه بهعنوان دختری صمیمی و وابسته به مادرش یاد میکنند. او قرار بود امسال وارد دانشگاه شود و در رشته حقوق تحصیل کند؛ آرزویی که به گفته خانواده، با هدف کمک به مردم وکیل شدن بود. خاطرات سفر، بازیها و رویاهای مشترک مادر و دختر، حالا به بخش مهمی از یادهای خانواده تبدیل شده است. «جنگ فقط صدای موشک نیست» خانواده صالحی تأکید میکنند که پیامد جنگ تنها ویرانی یک ساختمان نیست و میتواند آرامش و زندگی یک خانواده را برای همیشه تغییر دهد. آنها در ماههای پس از حادثه، علاوه بر تحمل داغ لیدا و مهدیه، درگیر جراحت مهدی و از دست دادن خانه و آوارگی نیز بودهاند. اعضای خانواده میگویند تلاش میکنند مهدی در این شرایط تنها نماند و بتواند با این داغ بزرگ کنار بیاید.