خلاصه داستان
در دهه ۱۸۵۰ در واشنگتن، دو خانواده به رهبری مادرسالاران قدرتمند - یکی ثروتمند، دیگری فقیر اما عمیقاً وفادار - برای برتری در مرزهای بیقانون میجنگند.
قسمتها
قسمت 1یتیمان
فیونا نولان، دامدار، و خانوادهی یتیمان پیدا شدهاش، پس از حملهی بیگانگان به سرزمینشان، باید همسایگان خود را علیه خانوادهی بیرحم ون نس متحد کنند.
قسمت 2شکار
دو قبیله مجبور میشوند دشمنی خود را کنار بگذارند تا تهدیدی را که شهر را تهدید میکند، از بین ببرند. فیونا و دالیا از یک دوست قدیمی به دیدارشان میآیند.
قسمت 3تریاژ
کنستانس سعی میکند معاملهای را با پیامدهای خطرناک انجام دهد. علاقهی نوپای الیاس و تریشا قویتر میشود. فیونا از یک مرد زخمی مراقبت میکند.
قسمت 4هدف مادرانه
وقتی کنستانس به آلبرت فرصتی پیشنهاد میدهد، فیونا به انگیزههای او مشکوک میشود. لیلا با خواستههای متضاد خانواده و هویت دست و پنجه نرم میکند.
قسمت 5خواکینها
مزاحمان در یک مناسبت مهم برای خانواده ون نس هرج و مرج ایجاد میکنند. فیونا پیشنهادی را بررسی میکند که میتواند آینده انجل ریج را تعیین کند.
قسمت 6تقوا و خشم
کنستانس و فیونا پس از پا گذاشتن از مرزهایشان، با شورشهایی از درون مواجه میشوند. گرت مجبور میشود دستهایش را کثیف کند.
قسمت 7قرار بود این آرامش من باشد
قبیله ون نس و خانواده یتیمان آماده یک رویارویی حماسی هستند و اعضای هر دو خانواده را مجبور میکنند تا تصمیم بگیرند که وفاداری واقعیشان به کجاست.

















