حماسه ای پسا آخرالزمانی که چندین جدول زمانی را در بر می گیرد و داستان بازماندگان یک آنفولانزای ویرانگر را روایت می کند که تلاش می کنند جهان را از نو بسازند و دوباره تصور کنند و در عین حال بهترین چیزهای از دست رفته را حفظ کنند.
قسمت 1بعد از اینکه بازیگر مشهور، آرتور لیاندر، به طور غم انگیزی روی صحنه از حال می رود، جیوان چاندری و کریستن ریموندز جوان یک ملاقات اتفاقی دارند و بزودی با تصمیم مهمی روبرو می شوند که می تواند جان آنها را نجات دهد.
قسمت 2بیست سال بعد، کریستن و گروه شکسپیری اش با نام سمفونی مهاجر یک مرد مرموز را در راهشان برای اجرا در سنت دبورای کنار آب، را ملاقات می کنند.
قسمت 3در حالی که برای تنها شانس برای زنده ماندن تلاش می کند، میراندا کرول به گذشته اش و قیمتی که رابطه اش با آرتور و دکتر یازده داشته و برایش تمام شده فکر می کند.
قسمت 4بعد از اینکه کرستن سمفونی مهاجر را از مسیر خارج می کند تا راز پیامبر را کشف کند، یه حقیقت بسیار شوم تر آشکار می شود.
قسمت 5بعد از فرود غیر منتظره در شهر سورن، همسر سابق آرتور، الیزابت، پسرش، تایلر، و دوستش کلارک با آینده ای نامطمئن روبرو می شوند.
قسمت 6زمانی که کریستن سمفونی سیار را برای یافتن پیامبر ترک میکند، رهبر گروه دعوتنامهای را به جای بقیه گروه عزادار قبول میکند که باعث شکستن قلب کریستن میشود.
قسمت 7در مسیر کشف عمیقترین آسیب روحی خود، کریستن به آپارتمانی باز میگردد که زمانی با ژیوان و فرانک در آن زندگی میکرد.
قسمت 8کیرستن برای نجات سمفونی مهاجر به شهر سورن می رسد فقط برای اینکه خود را میان یک اختلاف خانوادگی که بیست سال قبل شروع شده بیابد و راهی برای خروج نداشته باشد.
قسمت 9جیوان و کیرستن از اولین زمستان به تنهایی جان به در می برند تا وقتی که یک بحث باعث می شود که جیوان به مسیری غیرقابل انتظار برود.
قسمت 10کیرستن نقشه اش را برای نجات سمفونی مهاجر را به اجرا می گذارد در حالی که میراندا در تلاش برای زندگی درست است.
