خلاصه داستان
سریال تاریخی که روایتگر داستان سلسله ی گورکانیان، از نسل ظهیر الدین محمد تا عالمگیر شاه اول است.
قسمتها
قسمت 1شاه نه ولی شاهساز
بعد از مرگ شاه فرگانا، عمر شیخ، بابور جوان مسوولیت یه پادشاهی را بر عهده میگیرد در حالی که لاشخورها در بیرون از و داخل دیوارهای فرگانا تخت سلطنت را محاصره میکنند.
قسمت 2پرسه زدن پلنگها
فرگانا تحت کنترل شایبانی خان که اسان، خانزاده و کوتلوگ را زندانی کرده است، در میآید. در سمرقند، بابور متوجه میشود که تسخیر ناپذیر است ولی یک پسر خیابانی ممکن است بتواند به او کمک کند.
قسمت 3جدایی
شایبانی خان و ارتش قدرتمندش سمرقند را دوباره محاصره میکنند. شهر با گرسنگی و مردم ناچار در تنگنا قرار گرفته است بنابراین بابور باور میکند که راهی جز تسلیم شدن ندارد.
قسمت 4اتحاد
خانزاده روی جدیدی از شایبانی را میبیند. در همین حال، بابور از اختلافی بین شایبانی و شاه ایران باخبر میشود و نقشه ای میچیند.
قسمت 5غرش شیر
بابور و ارتشش بیرون از سمرقند منتظر تسلیم شدن شایبانی خان هستند. خانزاده که نگران جان برادرش است، شایبانی را متقاعد میکند تا به او اجازه صحبت کردن با بابور را بدهد.
قسمت 6مرثیه
هجده سال بعد، همایون و کامران، پسرهای بابور، به بلوغ رسیده اند و آماده رهبری یک قلمرو پادشاهی هستند. در همین حال، ایسن داولت پیر و شکسته یک آشکارسازی تکان دهنده انجام میدهد.
قسمت 7جنگ پانیپت
قدرت ابراهیم لوزی در نبرد پانیپت بیش از آن است که ارتش بابور بتواند در مقابل آن مقاومت کند. درست همین که او میخواهد تسلیم شود، قاسم با کلید پیروزی سر میرسد.
قسمت 8سرآغاز
خانزاده باور دارد که همایون جانشین مشروع است اما بابور چندان مطمئن نیست. هرچند، گلرخ مصمم است که کامران را هر طور شده جانشین کند.
















