
صداشو؛ بوی فنول،عطر سیب
پادکست «صداشو» در این قسمت، روایت سید طیبه خدابخشی از مسیری است که زندگیاش را از آزمایشگاه شیمی و رؤیای مهاجرت، به علوم انسانی، خانواده و تلاش برای حل مسائل واقعی کشور کشاند. خداحافظی با رؤیای شیمی راوی یکی از شش دانشآموز المپیاد شیمی بود و آیندهاش را در دانشگاه، آزمایشگاه و ادامه تحصیل در خارج از کشور تصور میکرد. اما شنیدن سخنرانیهایی درباره علوم انسانی و نقش آن در آینده کشور، مسیر فکری او را تغییر داد؛ تغییری که به کنار گذاشتن شیمی و انتخاب علوم انسانی منجر شد. از علم تا حل مسئله پس از کسب رتبه تکرقمی کنکور، مسیر تازهای آغاز شد. راوی تحت تأثیر توصیههایی درباره کاربردیکردن علم، تلاش کرد پژوهش را از مقاله و دانشگاه فراتر ببرد و برای اجرای ایدههای علمی وارد تعامل با وزارتخانهها و مدیران اجرایی شود. چند نقش در یک زندگی مادری، همسری، پژوهش و مسئولیت اجتماعی، زندگی را پیچیدهتر کرد. راوی از دشواری جمعکردن این نقشها میگوید؛ از اینکه دیگر موفقیت در یک حوزه بهتنهایی کافی نبود و باید میان خانواده، دانش و اثرگذاری اجتماعی تعادل ایجاد میکرد. از بوی فنول تا عطر سیب «بوی فنول، عطر سیب» روایت همین تغییر مسیر است؛ از بوی آزمایشگاه و رؤیای یک زندگی علمی شخصی تا مسیری که راوی آن را در پیوند با ایران، خانواده و مسئولیت اجتماعی معنا میکند. روایتی شخصی که با وداع با «پیرمرد» و پرسشی درباره ادامه این مسیر به پایان میرسد.
