
در قسمت تازه برنامه «فکت؛ از واقعیت تا روایت» در تلویزیون اینترنتی همشهری، محمدرضا گودرزیمهر، مستندساز، از تجربه ثبت حمله به پل بی۱ کرج و لحظات پراضطراب انفجارهای پیاپی آن گفت؛ روایتی از تصمیم برای ثبت یک رویداد، خطرهایی که گروه فیلمبرداری با آن روبهرو شد و مردمی که در دل حادثه به یاری یکدیگر شتافتند. از خبر حمله تا رسیدن به محل حادثه گودرزیمهر میگوید پس از دیدن خبر حمله به پل بی۱، اهمیت فنی و نمادین این سازه برایش زنده شد؛ پلی که پیشتر درباره ساخت آن پژوهش کرده بود. او با موتور از تهران راهی کرج شد تا پیش از تاریکی، خرابیها و پیامدهای حمله را ثبت کند. به گفته او، در ابتدا تصور نمیکرد پل دوباره هدف قرار بگیرد. انفجارهای پیاپی و ثبت تصاویر این مستندساز پس از رسیدن به کارگاه پل، با مسئول پروژه گفتوگو کرد و درباره توان مهندسی ایران در ساخت چنین سازهای پرسید. سپس همراه گروه فیلمبرداری برای ثبت نماهایی از پل حرکت کرد. به روایت او، هنگام ضبط تصاویر، انفجارهای دیگری رخ داد و گروه برای پناه گرفتن ناچار شد روی زمین بخوابد. گودرزیمهر میگوید در آن لحظات بیش از هر چیز نگران جان همکارانی بود که همراه او به محل آمده بودند. او توضیح داد نسخه کوتاهی از تصاویر را با قابهای محدود و بدون نمایش جزئیات کامل محل انفجار منتشر کرده تا هم حمله ثبت شود و هم اطلاعات تصویری حساس آشکار نشود. کمک به مردم؛ بخشی از روایت جنگ گودرزیمهر در ادامه از مردمی گفت که پس از انفجار به مجروحان و آسیبدیدگان کمک میکردند. او از صاحب سوپرمارکتی یاد کرد که بدون دریافت پول، آب در اختیار گروه و مردم گذاشت و از خاطرات روزهای دفاع مقدس گفت. به گفته مستندساز، این لحظات نشان میداد که در میانه جنگ، همدلی و کمک به هموطنان همچنان ادامه دارد. دوربینها برای آیندگان در بخش دیگری از گفتوگو، اهمیت ثبت تصویری جنگ و بحران مطرح شد؛ اینکه فیلمها و عکسها میتوانند برای نسلهای بعد سندی از آنچه رخ داده باقی بمانند. گودرزیمهر گفت پس از بازگشت، بهجای تدوین فوری یک مستند بلند، ابتدا کلیپی کوتاه از پیام و تصاویر آن روز منتشر کرد؛ کلیپی که به گفته او بازدید گستردهای داشت. برنامه «فکت؛ از واقعیت تا روایت» در این قسمت همچنین به مستند «دوربینهای خاموش» اشاره کرد؛ اثری که در کنار روایت پل بی۱، یادآور اهمیت ثبت تجربههای جنگ برای خانوادهها و آیندگان است. دوربینهایی که خاموش ماندند محمدرضا گودرزیمهر، مستندساز، در گفتوگو با برنامه میگوید «دوربینهای خاموش» توانست مستندسازان و فعالان رسانهای را بار دیگر گرد هم بیاورد و همدلی آنها را نشان دهد؛ اما به اعتقاد او، این همدلی به حل مشکلات ساختاری فیلمبرداری در موقعیتهای بحرانی منجر نشد. او با اشاره به تفاوت شرایط جنگ ۱۲روزه و جنگ ۴۰روزه توضیح میدهد که طولانیتر شدن جنگ و افزایش حوادث، حساسیتهای اولیه را تغییر داد، اما برخوردهای امنیتی و محدودیتهای ثبت تصویر همچنان ادامه داشت. ابهام در مجوزها و نگاه امنیتی گودرزیمهر از تجربههایی میگوید که در آن افراد مختلف، بدون آنکه هویت و مسئولیتشان برای گروه فیلمبرداری روشن باشد، مانع ضبط تصویر میشدند یا دوربین را میگرفتند. او معتقد است این برخوردها، مستندساز را از ثبت لحظههایی بازمیدارد که بعدها امکان بازسازی آنها وجود ندارد. در بخش میز نقد، علی زادمهر نیز با اشاره به همین مسئله میگوید یکی از پرسشهای اصلی مستند این است که مستندساز در بحران باید از کدام نهاد مجوز بگیرد و چه کسی مسئول هماهنگی میان دستگاههاست. او پیشنهاد میکند سختگیریها در موقعیتهای بحرانی بازنگری شود و سازوکاری روشن برای فعالیت رسانهای شکل بگیرد. ثبت لحظههایی که بازسازی نمیشوند گودرزیمهر از صحنههایی روایت میکند که در جریان جنگ شاهد بوده؛ از جمله مواجهه با خانوادههای داغدار و لحظههایی که به گفته او، دوربین باید میتوانست آنها را ثبت کند. او تأکید میکند که تصویرهای ثبتنشده، در آینده امکان روایت دقیق آنچه بر مردم گذشته را محدود میکنند. زادمهر نیز معتقد است نگاه به رسانه نباید صرفاً به انتشار روایت رسمی محدود شود. او میگوید رسانه باید بتواند واقعیتهای متنوع جامعه و تجربه شهروندان را ثبت کند؛ حتی اگر این تصاویر با روایت مطلوب برخی نهادها همخوان نباشد. پیشنهاد برای بحرانهای آینده زادمهر دو راهکار مطرح میکند: برگزاری کارگاههایی برای آموزش مستندسازان درباره نحوه مواجهه با موانع در صحنه و ایجاد سازوکاری هماهنگ برای فعالیت رسانهای در بحرانها. به گفته او، حضور کارشناسانی که بتوانند هم موقعیت امنیتی را درک کنند و هم ضرورت ثبت وقایع را بشناسند، میتواند از تکرار تجربههای تلخ جلوگیری کند. در پایان گفتوگو، هر دو مهمان بر اهمیت ثبت وقایع برای امروز و نسلهای آینده تأکید میکنند؛ تصاویری که شاید در لحظه امکان انتشار نداشته باشند، اما میتوانند بخشی از حافظه تاریخی جامعه باشند.