
این قسمت از یک برنامه تاریخی، به بررسی وضعیت اقتصادی و سیاسی ایران در سالهای پایانی حکومت پهلوی و سرنوشت امیرعباس هویدا میپردازد. روایت برنامه با بازخوانی بخشهایی از مصاحبه علی امینی، نخستوزیر سالهای ۴۰ و ۴۱، و اشاره به دیدگاه برخی پژوهشگران و رجال اقتصادی، این پرسش را دنبال میکند که چگونه افزایش درآمدهای نفتی، نابرابری و مشکلات اقتصادی به نارضایتی عمومی انجامید و چرا هویدا پس از ۱۳ سال نخستوزیری در نهایت زندانی و اعدام شد. انتقاد علی امینی از سیاست اقتصادی حکومت در بخشهایی از مصاحبه، علی امینی از نبود برنامهریزی بلندمدت اقتصادی و افزایش وابستگی ایران به واردات مواد غذایی انتقاد میکند. او معتقد است درآمدهای نفتی نتوانسته بود به شکل متوازن در جامعه توزیع شود و همین مسئله، به افزایش نارضایتیها دامن زد. درآمد نفت؛ توسعه یا مصرفگرایی؟ برنامه با اشاره به دیدگاه علینقی عالیخانی درباره نحوه هزینهکرد درآمدهای نفتی، بر اهمیت سرمایهگذاری در آموزش نیروی انسانی، زیرساخت، بنادر و راهها تأکید میکند. در ادامه، این روایت در برابر سیاستهایی قرار میگیرد که مجری برنامه آن را گسترش مصرفگرایی و افزایش شکاف اقتصادی توصیف میکند. روایت پژوهشگران از نابرابری در دهه ۵۰ در ادامه به دیدگاه آبراهامیان و برخی پژوهشگران غربی درباره اقتصاد ایران در دهه ۵۰ اشاره میشود. این منابع، از تمرکز ثروت و مشکلات زیرساختی در بخشهایی از کشور سخن گفتهاند؛ از جمله کمبود دسترسی روستاها به برق و آب. برنامه با کنار هم گذاشتن این روایتها، تصویری متفاوت از برخی تصاویر رایج از رفاه و توسعه در تهران ارائه میکند. چرا هویدا قربانی روزهای پایانی شد؟ بخش پایانی به سرنوشت امیرعباس هویدا اختصاص دارد؛ نخستوزیری که ۱۳ سال در این سمت باقی ماند و در سخنان عمومی همواره از شاه حمایت میکرد. برنامه روایت میکند که در سال ۱۳۵۶، همزمان با افزایش اعتراضات، هویدا بازداشت شد و در ادامه با تصمیم شاه برای محاکمه او، مسیر سیاسیاش به پایان رسید. او پس از پیروزی انقلاب محاکمه و اعدام شد.