
در برنامه «من زندهام» تلویزیون اینترنتی همشهری، سارا ذوقی از تجربه حضور در کنار کودکان بازمانده حادثه میناب گفت؛ کودکانی که با او از خاطرات تلخ انفجار، ترسها و دوستان ازدسترفتهشان حرف میزنند. او که دانشجوی بازیگری و علاقهمند به تئاتر است، میگوید حضور در میناب نگاهش به زندگی و معنای مسئولیت را تغییر داده است. از یک سفر گروهی تا پیوندی عمیق با کودکان میناب سارا ذوقی در گفتوگو با نادر سهرابی، مجری برنامه «من زندهام»، توضیح داد که نخستینبار در اردیبهشت و همراه گروهی حدوداً ۴۰ نفره از فعالان حوزه کودک به میناب رفت. هدف اولیه، بازی و وقتگذرانی با کودکان بود؛ اما مواجهه با فضای سنگین حادثه و خانوادههای داغدار، تجربهای متفاوت برای او رقم زد. او در سفرهای بعدی تلاش کرد تجربههایش را روایت کند و در یکی از سفرها، محتوایی به زبان انگلیسی تولید کرد تا روایت کودکان میناب فراتر از مخاطبان فارسیزبان نیز شنیده شود. کودکانی که از خاطرات تلخشان حرف میزنند ذوقی میگوید ارتباطش با کودکان از مسیر مشاوره تخصصی شکل نگرفته، بلکه بر پایه دوستی، قصهگویی و شنیدن حرفهای آنهاست. او با روایت داستانهایی درباره ترس و اضطراب، فضایی ایجاد میکند تا کودکان بتوانند تجربههایی را که گاهی حتی با والدینشان در میان نمیگذارند، بیان کنند. به گفته او، بعضی از این کودکان ماهها درباره آنچه دیدهاند حرف نزده بودند. آنها در گفتوگوهای دوستانه از لحظه انفجار، آسیبدیدن دوستانشان و ناتوانی در کمک به آنها گفتهاند؛ خاطراتی که شنیدنشان برای ذوقی نیز بسیار دشوار بوده است. او تأکید میکند که آسیبهای روانی این کودکان ممکن است با گذشت زمان و بازگشت زندگی به شرایط عادی، بیشتر نمایان شود. میناب و تغییر نگاه به زندگی این بازیگر جوان ۲۲ ساله معتقد است حضور در کنار کودکان میناب، او را از دنیای خیالپردازانه پیشینش فاصله داده و با روی بیرحم زندگی روبهرو کرده است. او میگوید پس از این تجربه، حتی هنگام بازگشت از سفر، به این فکر میکند که در دیدار بعدی چه کتاب یا بازی تازهای برای کودکان ببرد. ذوقی همچنین از تغییر روابطش پس از بیان علنی دیدگاههایش درباره جنگ و کودکان جانباخته گفت. به گفته او، برخی دوستان و حتی یکی از استادانش ارتباطشان را با او قطع کردند؛ اما در مقابل، حمایت مخاطبانی را تجربه کرد که با پیامهایشان به او دلگرمی میدادند. میان عشق به بازیگری و مسئولیت در برابر کودکان ذوقی که تاکنون در چندین اجرای عمومی تئاتر حضور داشته، همچنان بازیگری را دوست دارد؛ بااینحال، میگوید حضور در کنار کودکان میناب معنای تازهای برای مسیر زندگیاش ایجاد کرده است. او معتقد است گاهی نیاز یک کودک به شنیدهشدن، از ایستادن روی صحنه و دیدهشدن در برابر جمعی بزرگتر اهمیت دارد. او در پایان از نمایشی با عنوان «خیالستان» گفت که با الهام از تجربه کودکان بازمانده میناب شکل گرفته است. این اثر قرار است پس از اجرا، با همراهی گروه به میناب نیز برده شود؛ نمایشی که بخشی از دغدغه اصلی آن، پرسش کودکان درباره دوستان ازدسترفتهشان است.