
جنگ، علاوه بر ویرانیهای آشکار، آسیبهایی به جا میگذارد که گاهی کمتر دیده میشوند. سوختگی یکی از همین آسیبهاست؛ عارضهای که میتواند جسم، سلامت روان، تحصیل و زندگی اجتماعی فرد را برای سالها تحت تأثیر قرار دهد. در این قسمت از گروه تندرستی، دکتر علیرضا جلالی، مدیرعامل انجمن ققنوس، درباره وضعیت کودکان آسیبدیده از سوختگی، بهویژه دانشآموزان میناب، چالشهای درمان و بازتوانی و ضرورت حمایت اجتماعی از بیماران سوخته صحبت میکند. سوختگی؛ از حادثه جنگ تا یک آسیب طولانیمدت دکتر جلالی با اشاره به حوادث ناشی از جنگ، از کودکانی گفت که در جریان این اتفاقات دچار سوختگی شدهاند. به گفته او، ۳۲ نفر از دانشآموزان و افراد حاضر در حادثه مدرسه شجره طیبه میناب دچار سوختگی شدند که ۱۲ نفر از آنها همچنان به درمانهای جدی نیاز دارند. درمان این بیماران تنها به دوره بستری محدود نمیشود و جراحیهای ترمیمی، لیزر، فیزیوتراپی و کاردرمانی میتواند سالها ادامه داشته باشد. زخمی که سلامت روان و تحصیل را هم تهدید میکند به گفته مدیرعامل انجمن ققنوس، پیامدهای سوختگی فقط جسمی نیست. تغییر ظاهر، اضطراب، کاهش عزتنفس و نگاه جامعه میتواند کودکان و نوجوانان سوخته را از مدرسه و اجتماع دور کند. او تأکید میکند که حتی خیرهشدن یا پرسیدن مکرر درباره علت سوختگی میتواند برای این افراد آزاردهنده باشد. ۳۵۰ دانشآموز زیر پوشش حمایت تحصیلی انجمن ققنوس در قالب «کارزار دنیای بهتر» برای جلوگیری از ترک تحصیل کودکان و نوجوانان سوخته، برنامه حمایت تحصیلی راهاندازی کرده است. بر اساس توضیحات جلالی، حدود ۳۵۰ دانشآموز نیازمند حمایت شناسایی شدهاند و علاوه بر لوازم آموزشی، برای آنها امکان استفاده از مدرسه مجازی، تجهیزات دیجیتال و یک پلتفرم آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی فراهم شده است. بازتوانی فقط جراحی نیست جلالی تأکید دارد که هر بیمار سوخته به یک برنامه بازتوانی اختصاصی نیاز دارد؛ برنامهای که درمان جسمی، سلامت روان و بازگشت فرد به تحصیل، شغل و زندگی اجتماعی را همزمان دنبال کند. او نبود مراکز جامع بازتوانی سوختگی در کشور را یکی از چالشهای اصلی میداند. پیشگیری؛ مهمتر از درمان به گفته مدیرعامل انجمن ققنوس، بخش قابل توجهی از سوختگیها با آموزش و رعایت اصول ایمنی قابل پیشگیری است. او از خانوادهها، مدارس، کارفرمایان و نهادهای عمومی میخواهد آموزش پیشگیری از سوختگی را جدی بگیرند و در مواجهه با بیماران سوخته نیز به جای نگاه ترحمآمیز یا پرسشهای آزاردهنده، زمینه بازگشت آنها به زندگی عادی را فراهم کنند.