
تهرانِ دهههای ۱۰ و ۲۰ خورشیدی با خندقها، دروازهها، خیابانهای خاکی، درشکهها و کاروانهای شتر، فاصله زیادی با پایتخت امروز داشت. در این روایت، استاد علیاکبر رفوگران، بنیانگذار تولید خودکار بیک در ایران، از کودکی در تهران قدیم، نخستین تجربههای کاری و مسیری میگوید که در نهایت به یکی از ماندگارترین نامهای صنعت نوشتافزار ایران رسید. تهران قدیم؛ از آبانبار تا کاروان شتر رفوگران خاطراتش از خانیآباد و خیابان شهباز را مرور میکند؛ روزگاری که آب لولهکشی در خانهها وجود نداشت و آب از چاه، آبانبار یا فروشندگان دورهگرد تأمین میشد. او از عبور سربازان آمریکایی و انگلیسی در سال ۱۳۲۰، خیابانهای خاکی تهران و حضور شترها و قاطرها برای جابهجایی کالا در بازار پایتخت میگوید. از قلم و دوات تا نخستین تجربههای تولید رفوگران از مدرسه و روزگاری میگوید که دانشآموزان با قلم و دوات، مرکب و قلم نی مینوشتند. او در نوجوانی وارد بازار شد و نخستین تجربه تولیدیاش را در زیرزمین خانه و با ساخت «گوشه آلبوم» آغاز کرد؛ محصولی ساده برای نگهداشتن عکسها در آلبومهای قدیمی. یک درس پدرانه درباره لقمه حلال یکی از خاطرات مهم رفوگران به ماجرایی در حجره پدرش بازمیگردد؛ زمانی که او به درخواست یک مأمور، فهرستی با قیمتهای غیرواقعی تهیه کرد. واکنش پدر، علاوه بر تنبیه، درسی جدی درباره حق مردم و بیتالمال بود. رفوگران میگوید همین اتفاق باعث شد بعدها از فروش کالا به دولت پرهیز کند. چگونه خودکار بیک به ایران آمد؟ رفوگران روایت میکند که در جوانی با خودکار بیک آشنا شد؛ محصولی که از خارج وارد ایران میشد. او با پیگیری و مذاکره توانست نمایندگی بیک را در ایران به دست آورد و مسیر تولید و عرضه این خودکار را در کشور دنبال کند. راز موفقیت از نگاه بنیانگذار بیک رفوگران رمز موفقیت را در استفاده از اندیشه، توجه به فرصتها، هدف داشتن و ارزش قائل شدن برای زمان میداند. او خطاب به جوانان تأکید میکند که فرصتها را بشناسند، برای زندگی هدف داشته باشند و زمان خود را از دست ندهند.