
در قسمت دیگری از برنامه «جان ایران» تلویزیون همشهری، روایت زندگی و شهادت زهرا سادات سیادت موسوی، دختر هفتسالهای که در جریان اصابت به محل سکونت خانواده در شهرک شهید محلاتی جان باخت، از زبان پدرش حجتالاسلام محمدحسین سیادت موسوی روایت میشود؛ روایتی که در کنار شهادت زهرا، سرگذشت مریم سادات، خواهر کوچکتر او و بازمانده این حادثه را نیز دنبال میکند. زهرا؛ دختری که عاشق کتاب و شهادت بود پدر زهرا از علاقه او به کتاب و مدرسه میگوید؛ دختری که از سالهای کودکی به خواندن «قصههای خوب برای بچههای خوب» و کتابهایی درباره شهید مهدی زینالدین علاقه داشت. به گفته او، زهرا بارها درباره شهادت سؤال میکرد و حتی میگفت دوست دارد شهید شود. او همچنین از علاقه ویژه دخترش به شهید مهدی زینالدین، دایی پدرش، روایت میکند. شبی که خانه زیر آوار رفت خانواده زهرا در روزهای جنگ در منزل پدربزرگ مادری او در شهرک شهید محلاتی حضور داشتند. پدر خانواده در مسجد مشغول کمک برای تهیه افطاری بود که از همسرش خبری درباره ماندن بچهها زیر آوار دریافت کرد. شدت انفجار بخشی از خانه را تخریب کرده بود و سه نفر از اعضای خانواده، از جمله زهرا و مریم، آسیب دیدند. جستوجوی پیکر زهرا زیر آوار خانواده ابتدا تصور میکردند پیکری که از زیر آوار بیرون آورده شده متعلق به زهراست، اما صبح روز بعد در معراج شهدا مشخص شد پیکر متعلق به یکی از کودکان همسایه بوده است. جستوجو برای یافتن زهرا ادامه پیدا کرد تا سرانجام خانواده با کنار زدن دیواری فروریخته، پیکر او را پیدا کردند. پدر زهرا میگوید خودش در بیرون آوردن پیکر دخترش از زیر آوار حضور داشته است. پرچم ایران در آخرین نقاشیهای زهرا در پایان گفتوگو، پدر زهرا از علاقه او به پرچم ایران و نقاشیهایش میگوید. به گفته او، در بسیاری از نقاشیهای یک سال اخیر زهرا تصویر پرچم دیده میشده و حتی در میان آوار خانه نیز نقاشیای از خانه و پرچم پیدا شده است.