
روایت دو شهید از قاب «جان ایران»؛ از فداکاری امین مفید تا مداحیهای محمدحسین خاکی برنامه «جان ایران» تلویزیون همشهری در دو روایت از خانواده شهدای جنگ، پای صحبت همسر شهید امین مفید و مادر شهید دانشآموز محمدحسین خاکی نشست؛ روایتهایی از شجاعت، ایمان، دلبستگی به خانواده و آرزوهایی که با شهادت رنگ دیگری گرفتند. امین مفید؛ باربری که برای نجات دیگران رفت و شهید شد پریسا جاویدیان، همسر شهید امین مفید، در این برنامه از آشنایی و ازدواجشان و ویژگیهای اخلاقی همسرش گفت. او مهربانی، بخشندگی و دستودلبازی را از مهمترین خصوصیات امین دانست و از علاقه عمیق او به دین و رهبری روایت کرد. امین مفید که در خیابان مازندران به کار باربری مشغول بود، روز دوشنبه در محدوده میدان فردوسی و ساختمان دیپلماتیک حضور داشت. به گفته همسرش، او پس از انفجار نخست برای کمک به افرادی که زیر آوار گرفتار شده بودند، به محل حادثه رفت و در انفجار بعدی به شهادت رسید. او نظامی نبود و برای کمک به مردم عادی در محل حاضر شده بود. وصیتنامهای برای پسر پنجساله همسر شهید مفید از وصیتنامهای گفت که پس از شهادت همسرش از آن مطلع شده است. امین در این نوشته از پسرش آرسام خواسته بود امامزمانی باشد و از خانوادهاش حلالیت طلبیده بود. او همچنین در پیامها و صحبتهایش بارها از آرزوی شهادت گفته بود. جاویدیان با اشاره به دلبستگی پدر و پسر، از روزهای دشوار پس از شهادت و تلاش خود برای مراقبت از روحیه آرسام گفت؛ پسری پنجساله که هنوز از حضور پدرش سخن میگوید. او همچنین از واکنش خود به فیلمی روایت کرد که لحظه حضور امین در میدان فردوسی و تلاشش برای کمک به مجروحان را نشان میداد؛ تصویری که برای خانوادهاش نشانه شجاعت و فداکاری اوست. محمدحسین خاکی؛ دانشآموزی با صدای خوش و دلبسته مداحی در بخش دوم برنامه، مادر شهید محمدحسین خاکی از فرزندش گفت؛ دانشآموز کلاس ششم که به مداحی علاقه داشت و صدای خوشی در خواندن نوحه و اذان داشت. محمدحسین در دوران تحصیل رتبه نخست اذان را به دست آورده بود و مداحی را بیشتر با گوش دادن و حفظ کردن اجراهای مداحان آموخته بود. به گفته مادرش، او در خانه هیئتی به نام «قاسم بن الحسن» راه انداخته بود و دوستان همسنوسالش را گرد هم میآورد تا در برنامهای کودکانه، قرآن بخوانند، سخنرانی کنند و روضه برپا کنند. مادر محمدحسین از علاقه پدرش به پرورش استعداد مداحی او نیز یاد کرد. وصیت پدر و پسری که کنار هم آرام گرفتند مادر شهید خاکی همچنین از وصیت همسرش گفت که پیش از شهادت، خواسته بود با چفیهای قدیمی و در گلزار شهدای قم به خاک سپرده شود. او حتی تأکید کرده بود در صورت شهادتش، همان چفیه روی کفنش قرار بگیرد. خانواده پس از یافتن چفیه، به این وصیت عمل کردند و پدر و پسر را در گلزار شهدای قم به خاک سپردند. او در پایان با اشاره به شهدای دانشآموز، بهویژه کودکان شهید میناب، از مادران داغدار خواست بداند نام و یاد فرزندانشان در مدرسهها زنده خواهد ماند. این مادر شهید تأکید کرد که عمق چنین داغی را تنها خانوادههایی درک میکنند که فرزندشان را از دست دادهاند.