
در قسمت جدید برنامه «جان ایران» از تلویزیون همشهری، روایت زندگی و شهادت رها زارعی، دانشآموز هفتساله مدرسه شجره طیبه میناب، از زبان مادر و خاله او روایت میشود؛ دختری که در جریان حمله به مدرسه، در کنار معلمش به شهادت رسید. رها؛ تنها فرزند خانواده فریبا بسطام، مادر رها زارعی، از سالهایی میگوید که به دلیل فعالیت در حوزه درمان و خدمت در مناطق محروم، ناچار بود برای کار، روزهای زیادی از دخترش دور باشد. او سرانجام پس از سالها توانست به میناب منتقل شود تا رها سال اول مدرسه را در کنار مادرش آغاز کند. به گفته مادر، رها دانشآموز کلاس اول و تنها فرزند خانواده بود و وابستگی زیادی به پدر و مادرش داشت. آخرین روز رها در مدرسه شجره طیبه مادر رها روایت میکند که شب پیش از حادثه، طبق روال معمول از دخترش خداحافظی کرد و برای شیفت شب به محل کار رفت. صبح، پدر رها او را به مدرسه رساند. پس از پایان شیفت، مادر در خانه استراحت میکرد که تماس معلم رها و سپس خبر حمله به مدرسه، او را به سمت محل حادثه کشاند. او در نخستین ساعات، در میان آوار مدرسه و سپس بیمارستانها به دنبال دخترش میگشت و همچنان امیدوار بود رها زنده باشد. رها در آغوش معلمش پیدا شد چند ساعت بعد، خانواده متوجه شدند رها در زیر آوار و در آغوش معلمش، شهیده شده است. مادر میگوید رها در حالی پیدا شد که لباس مدرسه بر تن داشت و کیفش همراهش بود. او از معلم رها نیز به دلیل آنکه تا لحظه آخر در کنار دانشآموزانش مانده بود، یاد میکند. آرزوهای دختری هفتساله خاله رها از خاطرات روزمره و شیطنتهای او میگوید؛ از علاقهاش به پدر، فوتبال و استقلال تا آرزویش برای دندانپزشک شدن. رها گفته بود میخواهد دندان افراد نیازمند را رایگان درمان کند و در کنار مطب خود کافه یا رستورانی داشته باشد که افراد کمبرخوردار بتوانند در آن رایگان غذا بخورند. خانواده همچنین از پیامهایی میگویند که پس از شهادت رها در تلفن همراهش پیدا کردند؛ پیامهایی درباره ایران، امنیت و آرزوی صلح و آرامش برای کودکان غزه.